![]() |
![]() |
|
| همه ی ما در زندگی عقده هایی داریم...حتی اگر یک بغض فروخورده باشد... |
|
انگشتم را عمود بر لبه ی تیز چاقو می گذارم
تا سه می شمارم
و فشار می دهم
می سوزد اما خون نمی آید
کسی نمی داند که تو قبلا خونم را کشیده ای
با یکی از همین نی های بزرگ " آیس پک "
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 فروردین1387ساعت توسط siprianno |
|
|
امشب ماه نیمه است
نیمه ی روشن از آن توست و نیمه ی تاریک مال من. به امید آن روزم که شب چهارده را با هم جشن بگیریم. مهر ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 فروردین1387ساعت توسط siprianno |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آنکه خنده ای سر می دهد
هنوز خبر موحش را نشنیده است |
|
RSS
|