![]() |
![]() |
|
| همه ی ما در زندگی عقده هایی داریم...حتی اگر یک بغض فروخورده باشد... |
|
به یاری این سالها حالا دیگر بوی خیانت رااز دورها می فهمم عزیز
گفتم که بدانی ۱۸ تیر ماه ۸۸ / ۲:۵۵ شب
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 تیر1388ساعت توسط siprianno |
|
|
دلم آنقدر گرفته
که نمی دانم چقدر... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 تیر1388ساعت توسط siprianno |
|
|
لعنت به این زندگی...
نفهمیدم کی شروع شد.فقط یکدفعه متوجه شدم که صورتم از اشک خیسه... کاش اشک هامون قابلیت دریا شدن داشت کاش همشون تو این دریا غرق میشدن خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا... تو زنده ای ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 تیر1388ساعت توسط siprianno |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آنکه خنده ای سر می دهد
هنوز خبر موحش را نشنیده است |
|
RSS
|